<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<!-- generator="FeedCreator 1.7.3" -->
<?xml-stylesheet href="http://www.w3.org/2000/08/w3c-synd/style.css" type="text/css"?>
<rss version="2.0">
	<channel>
		<title>رفتارهای متناقض ما و بازتولید استبداد - comments</title>
		<description></description>
		<link>http://nimnama.org/</link>
		<lastBuildDate>Thu, 09 Sep 2010 05:00:02 +0100</lastBuildDate>
        <generator>FeedCreator 1.7.3</generator>
		<item>
			<title>no comment title</title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc5499</link>
			<description>man in maghalehaye shoma ro kheyli doost daram. fekr mikonam alan dige jameye roshanfekriye iran kamelan be in nokte vaghef shode bashe ke ma dar batenemoon diktatorhaye tamam ayari hastim va afaalemoon diktatori ro nahadine mikone. ey kash kasi peyda beshe ba yek boghche az rahkarhaye ejrayi baraye piyade sazi in eslahate farhangi. goftam eslahate farhangi. be nazare man moshkele iran daghighan hamin bi farhangiha va nahadine nashodan farhanghaye dorste. hala be nazare shoma jameye roshanfekriye monzavi va behtar begam be enzeva keshoonde shodeye iran ke rasane va abzare farhang saazi ya behtar begam tarvije farhangi nadare chi kar bayad bokone baraye shenasoondane farhange dorost va ja andakhtane raftarha va hanjaarhaye farhangi. rasane va abzarhaye tarvij dar daste kasani ast ke khod moraveje harj o marj haye inchenini and. che bayad kard? be nazar man avalin gam dar jahate harket be samte demokrasi farhang saziye? vali soale asaisi injast che goone va ba che abzari?

bebakhshid finglish neveshtam. lap topam horoofe farsi nadare va age mikhastam ba ghalathayi ke type mikardam in comment ro befrestam kheyli gheyre ghabele khodan tar mishod.</description>
			<author>mazdad mehrad</author>
			<pubDate>Tue, 09 Feb 2010 15:03:55 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>چه باید کرد؟</title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc5503</link>
			<description>واقعا تحلیل خوبی بود. اما به قول معروف درد را گفتی ، درمان را هم بگو. من هم معتقدم جامعه ما از ضعف شدید فرهنگی رنج میبره ، متاسفانه قسمت بدش اینه که عامه مردم توی جهل مرکب هستند. و چیزی بالاتر از آن حتی. و فکر میکنم که همه این بی فرهنگی ها از دین میاد. فکر می کنم (برای اینکه به دوستان مسلمون برنخوره) حداقل اسلامی که در ایران ترویج داره (اسلامی که مردم ایران بهش اعتقاد دارن) به دلیل بزرگ کردن بیش از حد بعضی از خطاهای کوچک و کوچک کردن و قابل بخشش کردن بعضی خطاهای بسیار بسیار بزرگ مسبب این بی فرهنگی شده. شما چی فکر می کنید؟ راستی حالا چه باید کرد؟</description>
			<author>محمد افشار</author>
			<pubDate>Tue, 09 Feb 2010 18:20:51 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>قانون</title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc5505</link>
			<description>در این سرزمین سالهای بسیار زیادی قدرتمندان برای پیشبرد مقاصد خود ابتدا با زر و پول عملکرده اند وقتی جواب نگرفته اند با زور و اگر جواب نگرفته اند قانون هایی که از قبل بوده را بازتعریف کرده اند یا قانون جدید گذاشته اند و به پیشبرد مقاصد و سرکوب مردم پرداخته اند نمونه آن بعد از انتخابات اخیر که بعد از انکه از زر و زور جواب نگرفته اند با شعار قانون گرایی به مبارزه با مردم پرداختند وقتی مردم قانون و قانون گذار و مجری قانون را حامی خود ندانند و قانون را تنها ابزاری برای سرکوب خود ببینند شروع به قانون گریزی و قانون شکنی می کنند و هر کجا این قانون شکنی کم هزینه تر و با ناهنجاریهای کمتری باشد نمود بیشتری می یابد نمونه آن قوانین راهنمایی رانندگی هست که هزینه کمی دارد.
مطمئن هستم با یک آمار می توان نشان داد که تخلفات رانندگی بعد از حوادث انتخابات اخیر بیشتر شده اند.</description>
			<author>babak</author>
			<pubDate>Tue, 09 Feb 2010 18:54:24 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>no comment title</title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc5506</link>
			<description>به نظر من یه دلیل دیگه هم این میتونه باشه که تو فرهنگ ما منفعت فرد و خانواده همیشه به منفعت جامعه ارجحیت داشته. نمیدونم دلیلش چیه ولی‌ نگاهی‌ که تو بعضی‌ جوامع غربی وجود داره، اینکه خودشونه جزئی از جامعه میدونن تو فرهنگ ما دیده نمیشه.</description>
			<author>Bahareh</author>
			<pubDate>Tue, 09 Feb 2010 19:55:50 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>no comment title</title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc5507</link>
			<description>از مقاله‌ی خوب شما بسیار ممنونم. واقعا ما به عنوان یک جامعه به اینطور تحلیلها نیاز داریم. ما قبل از هر کاری باید به یک نو خودشناسی اجتمایی‌ برسیم تا بتونیم بهتر مشکلات فرهنگی خودمون رو حل کنیم.</description>
			<author>ali</author>
			<pubDate>Tue, 09 Feb 2010 20:55:25 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>no comment title</title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc5514</link>
			<description>تا توانید سخن حق مگویید تا بر دل‌ها میفتید، زاکانی.</description>
			<author>زاکانی</author>
			<pubDate>Wed, 10 Feb 2010 13:38:37 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>no comment title</title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc5515</link>
			<description>گران میفتید :)</description>
			<author>زاکانی</author>
			<pubDate>Wed, 10 Feb 2010 13:39:16 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>re: </title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc5519</link>
			<description>[quote=احمد]پرسش اینجاست که چرا این رفتارهای دو گانه در ایران شایع است؟ از یک سو، متخلفان با طمطراق و افتخار از قانونشکنی ها و \&quot;زرنگ بازی\&quot; های خود تعریف می‌کنند و مورد تایید اطرافیانشان قرار می‌گیرند و از سوی دیگر همان اطرافیان، بزرگ ترین مشکل و نارضایتی زندگی خود را همین قانونشکنی ها و حق کشی ها می‌دانند. چرا این اطرافیان، خودشان مستقیما فرد متخلف را مورد نکوهش قرار نمی‌دهند[/quote]

چون واقعن بي فايده است. تجربه هاي عيني در همين جامعه مويد اينه كه نه تنها اينطور هزينه كردن بي فايده است بلكه جمعيت اطراف و ناظر چنين قانون شكني هايي هم بيشتر از اينكه طرفدار مورد نكوهش واقع شدن فرد خاطي باشن ترجيح مي دن همه چيز ارام و در ارامش (حتي صوري و ظاهري) باشه و شاهد بروز چنين برخوردهايي و احساس ناامني ِ حاصل اون نباشند.
در واقع اگر فردي به اين سطح از تصميم هم برسه از طرف همان گروه ناظر خطا و جامعه ي شاهد مورد توبيخ مستقيم يا غير مستقيم قرار مي گيرد.
مثلن اگر كسي در تاكسي به راننده ي خاطي تذكر داد و راننده هم از خودش دفاع كرد و شروع كرد به داد و بي داد، ساير سرنشينان با چشم غره يا سقلمه سعي در به سكوت فراخواندن فرد تذكر دهنده مي كنند و خواستار ارامش ظاهري و مضر توام با ارامش هستند تا قانونمداري ناشي از بحث و جر و يا حتي تذكر ساده.

من تصور مي كنم ظرفيت ما مردم ايراني هنوز به اون حد نرسيده كه با انتقاد برخورد مناسب و معقول داشته باشيم و سريع در مقابل هر گونه انتقاد بجا يا بيجا به جاي تفكر و بازنگري در اعمالمون شمشير رو از رو مي بنديم و يا علي ... جنگي و دعوايي و اعصاب خردي اي كه فرد تذكر دهنده در هيچ كجاي جامعه ديگه هوس تذكر دادن نكنه.

</description>
			<author>رويا</author>
			<pubDate>Wed, 10 Feb 2010 17:21:50 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>كاش به نتيجه اي برسه اين بحث</title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc5520</link>
			<description>بابت نكته سنجي هاي ظريفتون در رفتارهاي مشترك ما ملت عجيب سپاس آقاي صداقت!</description>
			<author>رويا</author>
			<pubDate>Wed, 10 Feb 2010 17:24:29 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>no comment title</title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc5526</link>
			<description>[quote=mazdad mehrad]من این مقالهای شما رو خیلی‌ دوست دارم. فکر می‌کنم الان دیگه جمعی‌ روشنفکریه ایران کاملا به این نکته وقف شده باشه که ما در بتنمون دیکتاتورهی تمام عاری هستیم و افعالمون دیکتاتوری رو نهادینه می‌کنه.‌ای کاش کسی‌ پیدا بشه با یک بقچه از راهکارهای اجرائ برای پیاده سازی این اصلاحات فرهنگی‌. گفتم اصلاحات فرهنگی‌. به نظر من مشکله ایران دقیقا همین بی‌ فرهنگیها و نهادینه نشدن فرهنگ درسته. حالا به نظر شما جمعی‌ روشنفکریه منزوی و بهتر بگم به انزوا کشوند شدهٔ ایران که رسانه و ابزار فرهنگ سازی یا بهتر بگم ترویج فرهنگی‌ نداره چی‌ کار باید بکنه برای شنسوندن فرهنگ درست و جا انداختن رفتارها و هنجارهی فرهنگی‌. رسانه و ابزارهای ترویج در دست کسانی‌ است که خود مروج هرج آاو مرج های اینچنینی اند. چه باید کرد؟ به نظر من اولین گام در جهت حرکت به سمت دمکراسی فرهنگ سازی؟ ولی‌ سوال اسیسی اینجاست چه گونه و با چه ابزاری؟
ببخشید فینگلیش نوشتم. لپ تاپم حروف فارسی نداره و اگه می‌خواستم با قلتهیی که تایپ می‌کردم این کامنت رو بفرستم خیلی‌ غیر قابل خودان تر میشد[/quote]
برای شفاف تر شدن بحث باید توضیحی بدهم. دو جور می شود به مساله استبداد نگاه کرد:
1- رویکرد محتوایی: در هر یک از ما عناصری وجود دارد که بالقوه یک دیکتاتور از ما می سازد. مثلا نفرت از انتقاد 
2- رویکرد فرایندی: در فرهنگ ما فرایندها و مکانیزمهایی وجود دارد که هر فردی ( حتی غیر مستبدترین فرد ) را به یک دیکتاتور تبدیل می کند. مثل همین مکانیزم دورویی و کار را به قهرمان واگذار کردن.

من در این یادداشت به رویکرد فرایندی توجه داشتم. البته مخالف رویکرد محتوایی نیستم و در یادداشتهای قبلی (مثلا یادداشت \&quot;شاید استبداد واقعا در ژنوم ما باشد\&quot;) به نگاه محتوایی پرداخته ام.


درباره اینکه چه راه حلی برای فرهنگسازی داریم، نباید از خود حکومت به عنوان یک راه حل غافل شد. یعنی رابطه مردم و حکومت یک رابطه دو طرفه است که هر یک می تواند در بهتر یا بدتر شدن دیگری تاثیر بگذارد. یک ضرب المثل عربی می گوید مردم به امرایشان بیش از پدرانشان شباهت دارند. به هر حال اصلاح حکومت در اصلاح مردم بی اثر نیست.
اما مستقیما هم می شود کار فرهنگی کرد. مثلا همین که درباره آسیب شناسی های فرهنگی مقاله بنویسیم و اطرافیانمان را نسبت به این رفتارهای ناشایست آگاه کنیم. 
مثلا من اخیرا دیده ام که جوک قومیتی کمتر از گذشته طرح می شود. شاید یک دلیلش این بحثهایی باشد که اخیرا درباره توهین به ترک ها و ناراحتی آنها درگرفته است. یعنی اگر رفتارهای ناآگاهانه، آگاهانه شوند قابل کنترلتر خواهند بود.
اما </description>
			<author>احمد</author>
			<pubDate>Wed, 10 Feb 2010 21:46:52 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>no comment title</title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc5527</link>
			<description>بله من هم نقش دین را خیلی پررنگ می دانم. فرهنگ و دین از نظر من در تعامل با هم شکل می گیرند. مشخصا فکر می کنم که دین، چیزی جز تئوریزه کردن فرهنگ موجود نیست و این تئوری خودش به تقویت آن فرهنگ منجر می شود. در حال نوشتن مقاله ای درباره این مساله هستم در آنجا توضیح خواهم داد. 

درباره اینکه چه باید کرد در پاسخ کامنت اول (آقای مهرداد) توضیح دادم. یکی از کارها همین است که درباره این صفات بد حرف بزنیم تا از حالت ناخودآگاه خارج شوند. تنها بعد از این مرحله است که می توان آنها را کنترل کرد. بخشی دیگر از داستان مربوط به تربیت نسلهای آینده می شود و بخشی نیز مربوط به بیعدالتی های ساختاری در جامعه است که انسانها را برای تنازع بقا مجبور به زیرپاگذاشتن اخلاق می کند و به قانونشکنی وجهه مشروع می دهد.</description>
			<author>احمد</author>
			<pubDate>Wed, 10 Feb 2010 21:52:15 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>پاسخ به جناب بابک</title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc5528</link>
			<description>بله. قبلا هم در این باره در مقاله دیگری بحث کردیم که در کشوری که صدها سال فضای مبارزه حاکم بوده، نافرمانی مدنی از حالت استثنا به قاعده تبدیل شده است و حالتی افتخارآمیز به خود گرفته است. با این حال بعضی از تخلفات آنقدر وقیحانه هستند که در هیچ فضایی مشروعیت نمی توانند داشته باشند. مثلا وقتی یک نفر درباره دزدی از دوستش لفظ \&quot;دو در کردن\&quot; را به کار می برد  و مورد تایید اطرافیانش قرار می گیرد نمی توان توجیهی برای این رفتار پیدا کرد. یعنی واقعا همه خلاف ها در سطح مبارزه با حکومت نیست. بسیاری از آنها در امور اخلاقی و فردی است و حتی در این مسایل هم اطرافیان سکوت می کنند.</description>
			<author>احمد</author>
			<pubDate>Wed, 10 Feb 2010 21:57:32 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>پاسخ به جناب بهاره</title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc5529</link>
			<description>تا آنجا که من میدانم در غرب هم فرد منافع خودش را بر منافع جامعه ارجح می داند. ولی قانون طوری تعریف شده است که اجازه نمی دهد افراد هر خیانتی را به جامعه بکنند و افراد یکدیگر را ملزم به اجرای قانون می دانند.
مشکل کشور ما در این است که افراد دست کم در ظاهر، کسانی را که این قرارداد اجتماعی را نقض می کنند سرزنش نمی کنند بلکه عموما تایید هم می کنند. </description>
			<author>احمد</author>
			<pubDate>Wed, 10 Feb 2010 22:01:51 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>پاسخ به جناب رویا</title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc5530</link>
			<description>1- همانطور که در پاسخ به کامنت های بالا گفتم، قرار نیست همه مساله در سطح فردی حل بشود. بخشی بزرگی از مساله مربوط به نهادهای اجتماعی است. اما سطوح فردی و اجتماعی با یکدیگر تعامل شدید دارند.

2- نظریه اسکینر در علوم رفتاری می گوید که بهترین روش کاهش فرکانس یک عمل خاموشی است نه انتقاد و تنبیه. همین که افراد با لبخند زدن، فعل خلاف را تقویت نکنند، گهگاه درباره این رفتار زشت (یعنی تایید افراد خلافکار) حرف بزنند و تلاش کنند این مساله در جامعه به صورت آگاهانه در بیاید، بخش بزرگی از مساله حل خواهد شد. یعنی ما باید به جایی برسیم که حتی اگر یک خلافکار از شیرین کاریهایش تعریف کرد و طرف مقابل لبخند زد هر دو نفر یکباره این حرفها به یادشان بیاید و دست کم در درونشان احساس عذاب وجدان کنند. آگاهانه کردن فعل غلط، بخش بزرگی از حل مساله است.

3- در جامعه نهادهایی از قدیم بوده اند که مسوول بیدار کردن وجدان جامعه و  آگاه کردن جامعه نسبت به مشکلات اخلاقی اش بوده اند. در کشور ما این وظیفه با وظیفه دینکاران ادغام شده و آنها هم که سالهاست خودشان مشغول بدترین معاصی اخلاقی هستند. عملا کسی که قرار بوده وجدان جامعه را بیدار کند خودش به خواب عمیق فرو رفته است. یک تلاش فراگیر لازم است تا نهاد مسول اخلاق جامعه از نهاد دین جدا شود. در غرب این جدایی صورت گرفته و اکنون رسانه ها مسوول بیدار سازی وجدان جامعه هستند. بخشی از ترس حاکمیت از رسانه ها، به همین مساله برمی گردد که رسانه ها می توانند وجدان جامعه را بیدار کنند و در نتیجه پلشتی ها بر آفتاب افکنده شوند.
</description>
			<author>احمد</author>
			<pubDate>Wed, 10 Feb 2010 22:24:44 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>no comment title</title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc5531</link>
			<description>بحثی در باره این مقاله در بالاترین در گرفته است:
[url]http://balatarin.com/permlink/2010/2/9/1946237[/url]</description>
			<pubDate>Wed, 10 Feb 2010 22:36:48 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>پاسخ به احمد</title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc5532</link>
			<description>[quote=احمد]نظریه اسکینر در علوم رفتاری می گوید که بهترین روش کاهش فرکانس یک عمل خاموشی است نه انتقاد و تنبیه. همین که افراد با لبخند زدن، فعل خلاف را تقویت نکنند، گهگاه درباره این رفتار زشت (یعنی تایید افراد خلافکار) حرف بزنند و تلاش کنند این مساله در جامعه به صورت آگاهانه در بیاید، بخش بزرگی از مساله حل خواهد شد. 
[/quote]

يعني حتي اگه اينطور باشه هم با سكوت از كنار خلافكار رد شدن و عدم تقويت رفتار خلاف به نظرم وقتي جواب مي ده كه قبلش وجدان طرف خلافكار بيدار شده باشه و اين بي تفاوتي براش اهميتي داشته باشه و به فكر بندازه او رو.

زياد ديديم كه خلافكاري حتي با اخم بقيه هم مواجه مي شه اما با وقاحت از كنار قضيه رد مي شه تا جايي كه اگه جايي سر اين موضوع حرفي بشنوه در مقام دفاع هم برمياد.
اخلاق كه از محوريت خلع شده باشه و منفعت شخصي جاي اونو گرفته باشه چطور سكوت مي تونه موثر باشه آخه؟</description>
			<author>رويا</author>
			<pubDate>Wed, 10 Feb 2010 23:29:40 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>no comment title</title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc5534</link>
			<description>به نظر من می رسد حتی جا داشت همه این مقاله اختصاص به این موضوع می داشت که واقعا چرا این اتفاق می افتد؟ در واقع در این مرحله تا دقیقا ندانیم چرا، طرح و جستجو برای راه حل عملا بی نتیجه است. نویسنده یکی از دلایل احتمالی را ذکر کرده است. ارزش تاریخا محوری \&quot;حفظ وحدت\&quot;. من مورد دیگری هم به ذهنم می رسد: ما جرات نمی کنیم به فرد تذکر مستقیم بدهیم؛ چون خیلی وقت ها -حتی اگر او منافع گروهی را هم به خطر انداخته باشد- به او حق می دهیم! یا اینکه قبلا خودمان هم دور از چشم دیگران از این دودره بازی ها کرده ایم!

یک نفر می رود در اداره ای و برای اینکه یک امضای ناقابل بگیره از آبدارچی شروع می کند تا کارمند و معاون و رئیس به همه رشوه/زیرمیزی/پول چایی می دهد. اگر منصف باشید به او حق می دهید! چون در غیر این صورت تقریبا غیر ممکن است که کارش در روالی عادی راه بیفتد. روال راه نیقتادن کار است مگر اینکه خلافش ثابت بشه! خب خود ما هم به هر حال در سطوح دیگری کارهایی شبیه به این را کرده ایم. به نظرم هیچ کس نمی تواند ادعا کند که خودش پاک و منزه است...
یکی رشوه می دهد. یکی بدگویی می کند. یکی خیابان ورود ممنوع را می رود، یکی دیگر وارد طرح ترافیک می شود... شاید اینها فقط شدت و ضعف شان با هم فرق داشته باشد؛ وگرنه در اینکه همه شان خلاف قانون است و همیشه حق دیگر/دیگرانی را ضایع می کند، شکی نیست.

من نمی گویم آدمها بی تقصیرند؛ اما سیستم  و نهادهای اجتماعی در جامعه ما به گونه ای تعریف شده اند که به روالی طبیعی و عادی آدم ها را به \&quot;حق خودشان\&quot; نمی رسانند؛ طراحی معیوب و پر اشکال این سیستم ها مستقیم و غیر مستقیم افراد جامعه را تشویق به نادیده گرفتن قانون می کند؛ چون در سیستم معیوبی که کژکارکردهایش بیش از کارکردهایش است آدمها به طوری سیستماتیک با ضایع شدن حق شان روبرو می شوند به جای اینکه با احقاق آن روبرو بشوند... و در نتیجه اینکه آدمیزاده موجودی حسابگر است و نفع خودش را به نفع جامعه خودش ترجیح می دهد و این می شود که داریم می بینیم... </description>
			<author>مریم</author>
			<pubDate>Thu, 11 Feb 2010 02:47:47 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>no comment title</title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc5538</link>
			<description>من یک دلیل دیگر هم به ذهنم می رسد:
حکومت در ایران که شاید بزرگترین و فراگیرترین \&quot;سیستمی\&quot; باشد که مردم با آن سر و کار دارند در نفس خودش بسیار ضد قانون عمل می کند.
هر وقت به کسی که قانونی را نادیده می گیرد، بگویید چرا این کار را می کنی، جواب می شنوید که: \&quot;اون گنده گنده هاش دارن می چاپن و می برن. حالا تو چشت فقط منو دیده؟! زورت می رسه برو یقه اون گنده هاش رو بگیر!\&quot;
جملاتی شبیه به این خیلی آشنایند. نه؟</description>
			<author>مریم</author>
			<pubDate>Thu, 11 Feb 2010 04:11:06 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>ستبداد</title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc5576</link>
			<description>این کامنت رو در  جای  دیگر  نوشتم ولی  الان مجبور  شدم آن را اینجا هم تکرار  کنم  :




اگر خرد جمعی  نتواند خلا ء رهبری را پر  کند ،
 یعنی هنوز  در  دوران مردان بزرگ هستیم ! 
یعنی  هنوز  نیاز  به یک چوپان داریم !
چه اشکالی  دارد  \&quot;جنبش سبز\&quot;   فرصتی  باشد که با آن بتوانیم
ثابت کنیم دیگر  گوسفند نیستیم ،  بلکه  \&quot;بنی آدمهایی \&quot; هستیم
که داریم  \&quot; اعضای یک پیکر  بودن \&quot; را تمرین و تجربه می  کنیم  !
که  اگر  بتوانیم به این پیکره ی  واحد انسانی برسیم خود به خود
بهترین سازماندهی و هماهنگی در  حرکت شکل می  گیرد
 نیروها هرز  نمی روند و حرکتمان هم تسریع می  شود
 اگر  جنبش  سبز  نتواند این دستاورد را برایمان داشته باشد
و اگر  بخواهد  به قیمت زد و بند کردن ، زرنگ بازی  های  سیاسی 
ژورنالیستی و حرکت هایی  از این دست به پیروزی  برسد... ،
سی سال بعد  مجبور  خواهیم بود مانند سی  سال قبل مشتهایمان
 را گره کنیم .
 این میوه باید برسد ، در  کشوری  که معضل بی  سوادی  و بدتر  از  آن کم سوادی بیداد می  کند ، در کشوری  که فاسد ترین اخلاق  اداری  یعنی  پارتی  بازی  به عرف تبدیل شده ، اخلاق  اشرافی  گری  ، راه صد ساله را یک شبه رفتن ، به ارزش  تبدیل شده و خرافه و خرافه پرستی  در  حال احیاء 
است ، نه می  توان دمکراسی  را ایجاد کرد نه می  شود سوسیالیزم را پیاده نمود و نه می  توان به یک عرفان اجتماعی  رسید و  اتفاقا این عرفان اجتماعی هست که خرد جمعی  می  آفریند و  متعاقبا آن دو ضلع دیگر  هم شکل می  گیرد ، یعنی  توزیع برابر  ثروت و قدرت ( سوسیالیزم و دمکراسی )
</description>
			<author>زنبوردار</author>
			<pubDate>Fri, 19 Feb 2010 22:30:13 +0100</pubDate>
		</item>
		<item>
			<title>respond this topic</title>
			<link>http://nimnama.org/index.php?option=com_content&amp;task=view&amp;id=734#josc7191</link>
			<description>Every body knows that modern life seems to be high priced, however people need cash for different stuff and not every man earns big sums money. So to receive quick personal loans and just car loan would be good way out. </description>
			<author>MARYFRY34</author>
			<pubDate>Sun, 05 Sep 2010 17:13:12 +0100</pubDate>
		</item>
	</channel>
</rss>
