تحریم ابزار مدرن تبعیض نهادن است.تحریم
مصطفی ناطق، روزنامه نیمنما
مصطفی ناطق، روزنامه نیمنما
به سادگی نمیتوان دربارهٔ لزوم تحریم کردن کردن یک کشور از دسترسی آزاد به یک دسته از کالا و خدمات صحبت کرد و پدیدهای با ابعاد و پیامدهایی چنین گسترده را ساده دانست. برخی از جنبههای تحریم را از نگاه بیرونی و نیز با تکیه بر تجربه زیستنمان در یک کشور همیشه در تحریم میتوان بازشناخت.
۱- تحریم را در یک مدلسازی ساده شاید بتوان معادل قهر کردن سیاسی دانست. قهر کردن آخرین چاره است اگر نخواهید با کسی یا گروهی درگیر شوید. فرض کنید با همسایهتان مشکل دارید. کارهایی میکند که برای شما آزاردهنده است و در عین حال نمیخواهید (یا نمیتوانید) با او دست به یقه شوید. کاری که احتمالاً در چنین موقعیتی میکنید (دستکم در مثال رفتار ایرانی) آن است که احتمالاً سعی میکنید با او رودررو نشوید و تعاملتان با او را به حداقل برسانید. اگر هنگامی که میخواهید از خانه خارج شوید صدای در خانه او را بشنوید، احتمالاً کمی درنگ خواهیدکرد تا جناب همسایه تشریف ببرند تا چشم در چشم نشوید. به خانهتان دعوتش نمیکنید و لطفتان را تا بتوانید از او دریغ میکنید. در اینجا قصد بررسی اخلاقی این رفتارها را ندارم و فقط تلاش میکنم با یافتن شباهتها به درک کردن تحریم به عنوان یک رفتار بپردازم.
حالا کشور همسایه را در نظر آورید که برای شما مصیبت است. ناامنی ایجاد میکند، دروغ میگوید، از قاچاق بهره میبرد و در عین حال مینالد، با اقلیتهای قومی، زبانی و مذهبی که احیاناً نزدیکیای با کشور شما دارند بد رفتار میکند، بقیه را تحقیر میکند و خلاصه همسایه خوبی نیست. از سویی موقعیت این کشور چنان است که نمیتوانید با او بجنگید. لازم است باز هم تأکید کنم که جنگ را موجه نمیدانم و خصوصاً حملهٔ عراق به ایران را نکوهش میکنم.
اما با این کشور نادوست و همسایه چه میتوان کرد؟۲- تحریم وسیله پیام فرستادن به مردم یک کشور است. پیامی البته خشن و نه چندان هدفمند، اما در درازمدت مؤثر و فرساینده. کمتر کسی را در طبقه شهری ایران میتوان یافت که در مورد فشارهایی که از ناحیه تحریمها به زندگیاش وارد میشود ناآگاه باشد. این آگاهی ممکن است به نکوهیدن دولت حاکم یا دولتهای تحریمکننده و یا هر دو منجر شود، اما مسأله اصلی این است که آگاهی و رنج بردن از تحریمها بخش ثابتی از افکار روزانه شهروندان ایرانی گشتهاست و این کمترین پیامی است که تحریمکنندگان میخواهند برسانند.
۳- تحریم باعث بیآبرو شدن یک کشور میشود. در وضعیت کنونی هر کشور یا شرکت نه چندان مهمی به ناگاه تصمیم میگیرد ایران را در فلان زمینه تحریم کند و قانونهای مصوب جهانی را بهانه میکند. اگر به مثال قهر کردن با همسایه بازگردیم، میتوان خانهای را در نظر آورد که به هر دلیل، اهل آن خانه یا دستکم بزرگترهای آن در همه محله منفور هستند و هر کسی به نوعی با آنها قهر است. در چنین وضعی عجیب نیست اگر یک کودک خردسال هم در خیابان به خود اجازه دهد به آنها توهین کند. تحریم مقدمه حرمتشکنی است.
۴- تحریم اگرچه در نخستین قدم جایگزین جنگ است، اما طولانی شدنش وضعیت روابط را به گونهای تغییر میدهد که احتمال بروز جنگ را افزایش میدهد. اگر ببینید همان همسایه دوستنداشتنیتان در کوچه با فرد ناشناسی گلاویز شده، نخستین حدس شما آن است که حق با کدام طرف دعوا باشد؟ اگر بخواهید فقط دعوا را نظاره کنید، دوست دارید در چه سمتی پیش برود؟ البته مثال دلپذیری نیست، اما ناگواریاش هم با هیچ جنگی قابل قیاس نیست.
۵- تحریم ابزار مدرن تبعیض نهادن است. به عنوان شهروند کشوری که برای خریدن سادهترین کالای تجاری هم باید تحریمها را دور بزند، در خارج از کشورتان همیشه با حداقلی از بدگمانی سایرین مواجه خواهیدبود و به عبارتی شهروند درجه یک نخواهیدبود.
۶- مفهوم کلمه تحریم نباید در شرایط کنونی جهان اشتباه دریافته شود. تحریم در جهان کنونی به معنای دشوار کردن شرایط تجارت و دسترسی به امکانات جهانی است. همسایهای که سهم خود از هزینه نظافت ساختمان را نمیپردازد، با بیتوجهی عمدی سایرین در قبال نظافت فضای جلوی خانهاش مواجه میشود. ارائه سرویسهای جهانی در زمینه تجارت و خدمات نیز با مشارکت فعال همه کشورها ممکن میگردد و پذیرفتنی نیست که یک کشور فقط پول بپردازد و مانند بقیه بهرهمند شود. اما اگر کشوری بخواهد این گونه رفتار کند، خوب، چرا مجبورش نکنند بیشتر بپردازد؟
۷- تحریم در نهایت تهدیدکننده امنیت ملی است. امنیت ملی اگرچه تابعی از چندین متغیر است، اما در نهایت بیش از هر چیز به اعتماد به نفس و سرزندگی مردم یک کشور بستگی دارد و این گونه شاخصهای روانی در نهایت در کشوری که مدتها زیر فشار اقتصادی و روانی تحریم بودهاست رو به کاهش میگذارند. این گونه کشورها نوعاً حکومتهایی خودکامه نیز دارند که به نوبه خود منجر به کاهش شادابی مردمان آنها میگردد.
خوب است در شرایط فعلی که فشار تحریمها سنگینتر از هر زمان دیگر بر مردم کشورمان وارد میشود، دربارهٔ مفهوم تحریم بیاندیشیم و نیز به یاد آوریم که «تحریم نشدن» باید یکی از خواستههای اصلی مردم از هر حکومتی باشد.
نظر ها (4)
-
|2010-08-01 00:00:48 روياگفت:
۲- تحریم وسیله پیام فرستادن به مردم یک کشور است. پیامی البته خشن و نه چندان هدفمند، اما در درازمدت مؤثر و فرساینده. کمتر کسی را در طبقه شهری ایران میتوان یافت که در مورد فشارهایی که از ناحیه تحریمها به زندگیاش وارد میشود ناآگاه باشد.
مخالفم. كاملا برعكس است. در بين قشر تحصيلكرده هم حتي چه بسيارند كسانيكه اعتقاد به تاثير مثبت تحريم دارند و حتي تحريم را حاصل ايستادگي ملت در مقابل گردنكشي ها مي دانند كه حتي غرور آفرين است. در ميان قشر هاي ضعيف و اكثريت مستضعفين هم نگاه، همان نگاه تزريقي رسانه ي ميلي است. پس هدفي كه در اين شماره مطرح شد بنظرم به اين راحتي ها قابل حصول نيست.
-
|2010-08-01 08:26:18 محمد اکبرخواهگفت:خوب است در شرایط فعلی که فشار تحریمها سنگینتر از هر زمان دیگر بر مردم کشورمان وارد میشود، دربارهٔ مفهوم تحریم بیاندیشیم و نیز به یاد آوریم که «تحریم نشدن» باید یکی از خواستههای اصلی مردم از هر حکومتی باشد.
با این مفهوم موافقم اما نه با مردمی که صدایشان به جایی نمی رسد و دولتی که رئیس آن تحریم بنزین را از آرزوهای خود می داند و می گوید: "میگویند که بنزین را تحریم میکنیم. این از آرزوهای من است که بنزین تحریم شود. ظرف دو روز ۱۷ میلیون لیتر جایگزین میکنیم. همه کارها را انجام دادهایم و کلیدش آماده و در دست ماست. هر چیزی را که میخواهند تحریم کنند ببینند ظرف چند ماه کارآفرینان ما بهترینش را جای آن میگذارند."
http://feedproxy.google.com/~r/kaleme/rss/~3/c3yM9cL2ro4/klm-26786
Powered by !JoomlaComment 4.0 beta2
| < قبلی | بعدی > |
|---|



















نقدهایی هم البته بر مقاله وارد است:
- در بند اول فرض کرده اید که "قهر (=تحریم) کردن آخرین چاره است اگر نخواهید با کسی یا گروهی درگیر (=جنگ) شوید."
اما این تنها صورت ظاهری مساله است. در مثالهای واقعی، تحریم مقدمه جنگ است و بخشی از تدارکات آن هم از نظر عملی و هم از نظر روانی محسوب می شود. از یک سو کشور تحریم شده توان مقاومتش را از دست می دهد و از سوی دیگر مردم جهان از نظر ذهنی آمادگی جنگ را پیدا می کنند.
بنابرین تصمیم به تحریم الزاما گزینه به موازات گزینه جنگ نیست بلکه در اغلب موارد تا جایی که تاریخ نشان می دهد در امتداد آن قرار دارد.
- در بند آخر فرض شما این است که "تحریم (+کاتالیزور حکومت خودکامه) آنگاه کاهش اعتماد به نفس و سرزندگی، آنگاه کاهش امنیت ملی"
این فرمول برای من چندان قابل درک نیست. سرزندگی و شادابی چگونه به امنیت ملی مربوط می شود. مثلا کره شمالی را در نظر بگیرید یا شوروی سابق را. کشورهایی که دارای حکومت با پایگاه نظامی هستند عموما در تامین امنیت ملی موفق تر از حکومت های دیگر عمل کرده اند (یادمان باشد در جنگ جهانی دوم در نهایت حکومت شوری بود که توانست آلمان را شکست بدهد نه فرانسه و انگلیس و حتی امریکا) هرچند در تامین منافع ملی اصلا موفق به نظر نمی رسند.
به هر حال امنیت ملی ریشه در مفهوم قدرت دارد و قدرت الزاما از شادی و سرزندگی مردم سرچشمه نمی گیرد.