شرکتهایی چون هاکوپیان، گراد، کاله، همکاران سیستم، بوف و ... نشان داده اند که بدون همراهی دولت میتوان سیری صعودی داشت.صنعت بیچاره داخلی - 4
محمدجواد شکری، روزنامه نیمنما
در نوشته های قبل بحث شد که برای کنترل هر معیاری نیاز به شاخصهای کمی داریم. فهمیدن ضرورت حضور شاخص کمی امری بسیار مهمتر از چگونگی تعریف آن شاخصهاست. عموم دولتمردان در مورد مسائل مملکتی و حتی عموم مردم برای کارهای شخصی ضرورتی برای این مسئله نمیبینند و صرفا بر اساس شهود به تصمیمگیری میپردازند. برای سنجش موفقیت کشور در تحقیق و توسعه باید شاخصهائی را مورد توجه و نظارت قرار داد:
1- میزان اشتغال اساتید، محققان، و کارشناسان زبده کشور به مسائل تحقیقاتی و مهم صنعتی کشور است. (زمانی که ۷۰% یا ۸۰% اساتید و دانشجویان برجسته مقاطع تحصیلات تکمیلی هر رشته، مشغول به تحقیق و نوآوری در مسائل محوری صنایع، ایران در رشته مربوط به خود باشند ، آنگاه کشور در مسیر درستی قرار گرفتهاست.)
2- میزان نوآوریهای داخلی عملیاتی شده و موفق در زمینه تکنولوژی محصول، فرآیند، و مدیریت در صنایع مهم کشور است (این شاخص با تأخیر ظاهر میشود).
3- سهم نوآوریهای داخلی در نوسازیهای محصولات و فرایندهای صنعتی در صنایع کلیدی کشور میباشد. (این شاخص با تأخیر ظاهر میشود).
باتأخیر ظاهر شدن یک شاخص به این معنا میباشد که اگر امسال بر روی این شاخص کار کنیم، نتایج و ثمرات آن را در سال های آتی خواهیم دید. (مثل سرمایه گذاری در صنعت نفت که با تأخیر سبب افزایش تولید نفت میشود، سرمایه گذاری سال های 80 تا 84 دولت خاتمی سبب گشته بود که تولید در صنعت نفت (نفت خام، بنزین، محصولات پالایشگاهی و پتروشیمی) در سال های 84 تا 87 سیر صعودی داشته باشد، اما دو سالی است که این روند به نزولی تغییر مسیر دادهاست که دلیلی غیر از عدم سرمایه گذاری صحیح از سال 84 به بعد نداشتهاست. لذا وقتی عاملی روی میدهد، دلیل روی دادن آن همیشه نزدیکترین دلیل از نظر زمانی و مکانی نیست، شاید نیازی باشد که عملکرد سالهای قبل را بررسی کنیم).
سالهاست که دولتمردان و صاحبان سرمایه و صنعت با سخنانی شیوا و تهییج کننده از اهمیت تحقیق و نوآوری می گویند. اما نه در دولت برنامه ریزی اساسی برای آن انجام میشود و نه صنایع خود پیشقدم این امر میشوند. البته وقتی بحث به این جا میرسد، صاحبان صنعت و حتی برخی از اصحاب قلم میگویند و مینویسند که نقش دولت چنان کلیدی است که بدون حمایت دولت، یک صنعت نمیتواند تحقیق و نوآوری را مدنظر قرار دهد. غلط بودن این ادعا را میتوان با مروری بر اسامی شرکتهای پیشرو در ایران ثابت کرد. شرکتهایی چون هاکوپیان، گراد، کاله، همکاران سیستم، بوف و ... نشان داده اند که بدون همراهی دولت میتوان سیری صعودی داشت. مهم آن است که صاحبان صنایع مختلف باید تغییر نگرش دهند و مسئولیت شکستهای صنعت را بپذیرند.
بدون داشتن شاخصهای کلان و مشخص و اندازه گیری و نظارت بر آنها و به صرف صحبت های شیوا در مورد اهمیت تحقیق و نوآوری نمیتوان مطمئن شد که در این راه مهم موفقیتآمیز حرکت را آغاز کردهایم. در این زمینه علاوه بر شاخصهای مزبور، می توان شاخصهای دیگری را نیز که قابل سنجش باشند تدوین نمود و مورد استفاده قرار داد. یکی از پایه هایاساسی پیشرفت اقتصادی و صنعتی در کشورهایی نظیر ژاپن، کره و چین، تحقیق و نوآوری بودهاست. ما نیز میتوانیم مانند آن ها و یا بهتر از آنها عمل کنیم، اگر از این پایه اساسی غفلت نکنیم.
____________________________________________
نوشته های پیشین:
صنعت بیچاره داخلی - 1
صنعت بیچاره داخلی - 2
صنعت بیچاره داخلی - 3
____________________________________________
نوشته های پیشین:
صنعت بیچاره داخلی - 1
صنعت بیچاره داخلی - 2
صنعت بیچاره داخلی - 3
نظر ها (4)
-
|2010-08-01 10:23:33 محمد جواد شکریاین نوشته هایی که من می نویسم بیشتر از اینکه در قالب مقاله بشه بهش نگاه کرد، یه جورایی بلند بلند فکر کردنه که یه ذره نظم داره...
در ضمن اون کپی برداری که گفتی رو در نوشته اول بحث کردم، کپی برداری به اون شکل محکوم به شکسته! همین حالا در شرکت هایی چون هاکوپیان یا کاله که نوآوری و تحقیق به نظر من خیلی خوبه، باز هم تقلید و کپی برداری خیلی زیاده، اما دارن کم کم خودشون رو جدا می کنن...
-
|2010-08-02 20:40:42 نصیرالدین جعفریمن چهار مقاله اخیر شما را خوانده ام و از بابت زحمتی که کشیده اید تشکر می کنم. تا قبل از شما کسی در نیم نما از این دست تحلیل ها نمی نوشت و این صفحه به نظر من واقعا برای نیم نما لازم است. در همه مقالات نکاتی به ذهنم می رسید ولی وقتی می خواستم آن را توضیح دهم، نتیجه چیزی طولانی تر از مقاله می شد. از آن جایی که این نوع بحث صورت جذابی ندارد من از اظهار نظر صرف نظر می کردم. نکاتی که شما اشاره می کنید متاسفانه بسیار کلی است و در بسیاری موارد فاکتور هایی همسان را برای تحلیل کنار هم قرار نداده اید. به عنوان مثال آنچه که در پاراگراف ماقبل آخر امده حاوی کمی بی انصافی به بعضی صنایع قبلا پیشرو در این کشور است. تصور بفرمایید، در زمانی که در کشور ما سه شرکت بطور همزمان تلویزیون رنگی همراه با فن آوری روز مونتاژ می کردند، بسیار بودند انسان هایی در آسیا و غرب اروپا و قسمت های زیادی از آمریکای جنوبی که در فکر تهیه رادیو بودند. آن زمان شعار "هر ایرانی یک خودرو " با راهکار های عملی و نه رویایی در کشور ما پی گیری می شد، آن هم محصولاتی متناسب با فن آوری آن روز و نه عقب افتاده، در همین ترکیه که امروز ما را به چشم دیگری می نگرند، داشتن خودرو شخصی برای بسیار از شهروندان آن رویایی دست نیافتنی بود. این دو مورد به عنوان مثالی برای نقض آنچه که در پاراگراف ماقبل فرموده اید عرض کردم. به عنوان مثالی دیگر هم می توان به رشد صنایع نظامی کشورمان اشاره کرد. این که شما در مقالات اخیر می فرمایید عدم توفیق شرکت های داخلی به نبود زیر ساخت های لازم و عدم تدوین سیاست های مناسب برای رشد بوده است (نقل به مضمون این مقاله و مقالات گذشته ) با شما کاملا موافقم و من هم مانند شما و بسیاری دیگر از بابت این اتفاقاتی که در دستگاه های مربوطه (مثلا وزارت جهاد و کشاورزی ) رخ می دهد ناراحت هستم.
-
|2010-08-04 01:13:52 محمد جواد شکریمن یه جاهایی تو نوشته اول سعی کردم بگم که همیشه شرکت هایی در ایران بوده اند که پیشرو بودن، ولی هیچ کدوم نتونستن تداوم داشته باشن!
"البته ما همیشه در دورههای زمانی مختلف صنعتهایی داشتیم که حداقل در بازار داخل بتواند حرفی برای گفتن داشته باشد. کفش ملی را یادتان است؟ لوازم خانگی ارج را چطور؟ نساجیهای گوشه و کنار ایران چطور؟ لاستیک دنا؟ و ... از همه این صنایع یا دیگر اثری بر جا نیست و یا صنعتی نحیف و ضعیفشده باقی است."
شما به تلویزیون رنگی و خودروسازی اشاره کردی، منم به چند صنعت دیگه! اما حرف من در اینه که چرا با وجود چنین نمونه های موفقی در بازه های زمانی کوتاه، این صنایع نمی تونن در موفقیت هاشون تداوم داشته باشن؟
کل حرف من اینه که میشه با خرید تکنولوژی صنعتی رو به روز کرد، میشه با دغدغه مدیران مثلا هر ایرانی یک ماشین، در یک صنعتی پیشرفت کرد، اما تداوم در موفقیت در هر صنعتی مستلزم تحقیق و نوآوری در اون صنعته که در ایران بسیار نایابه
Powered by !JoomlaComment 4.0 beta2
| < قبلی | بعدی > |
|---|



















موضوعی جدی و در خور توجه است. به نظر من برای نقد چنین مقاله ای باید کمی پایه ای تر به مساله نگاه کرد. مثلا رویکرد نویسنده تا حدود زیادی بر مبنای مدلهای آمریکایی است. در حالی که سایر مدلهای توسعه الزاما بر این شاخص ها اتکا ندارند.
مثلا عامل اول یعنی اهمیت تحقیقات دانشگاهی. مگر چین (و البته دیگر کشورهای آسیای شرق و جنوب شرق) چقدر توسعه خود را بر مبنای تحقیقات و نوآوری دانشگاهی بنا کرده اند؟ توجه کنید که توسعه و رشد اقتصادی آنها بارها از رشد اقتصادی آمریکا سریعتر است.
یا مثلا اشاره نویسنده به اینکه شرکتهایی مثل همکاران سیستم، هاکوپیان و بوف توانسته اند بدون حمایت دولتی توسعه یابند. در صورتی که اگر حمایت دولتی در قالب ایجاد محدودیت برای رقبای مشهور خارجی نبود این شرکتها احتمالا سالها پیش به تاریخ پیوسته بودند یا در شرکتهای بزرگ خارجی ادغام شده بودند.
من با شاخص های دو و سه به طور کلی موافقم. اما واقعیت این است که شرکتهای چند ملیتی آنقدر قدرت یافته اند که بعید است شرکتها در صنایع محلی بدون حمایت دولتهایشان از عهده رقابت با آنها و رشد در کنار آنها برآیند.
این موضوع جای بحث فراوان دارد. اصولا یکی از مهمترین پرسشها این است که آیا رشد اقتصادی کشوری مثل ایران، اصولا نیاز به نوآوری دارد؟ برای یک بچه دبستانی، بسیار بهتر است که از روی سرمشق معلمش هزار بار بنویسد تا آنکه به دنبال اختراع خط و زبان جدیدی باشد.